سلام علیکم خالوا

دهه ی 60 اوایل اواسط  فَرکیش نِبی جنگ بمبارون اعزام نیرو پرچم ها مردم همیشه در صحنه امت حزب الله بردخون


بلندگوها نوارها دانش آموز به فکر ایثار وجنگ وشهادت معلم همیطور

اُمّـــــــــــــا

کتاب ودرس ومشک بجای خود احترام دانش آموز ومعلم ومتصدی خدمات (فَرّاش مدرسه) همه وهمه سرجاش بی.

"صندوق انتقادات پیشنهادات"  سرکاری ومسخره بازی نبی.واکعی بی.دانش آموز انتکاد ش  مینوشت همطور پیشنهاد .


مدیر مدرسه.ناظم  معنی  اِش بی . هرکی به هرکی نبی. نظر دانش آموز اهمیتش بی.  هفته ای یکبار یا دوبار

منظّم سِر صبحگاه   نامه ها انتکادات دانش آموزا پیشنهادات  میخوندن پاسخگو بودند حرف دانش آموز احترامِش بی.هرکی جی خوش.

یادِمِن همون زمان جنگ  (سالهای 64 یا 65) چاکِلیت(شکلات) خارجی به اسم (شو شو )تو مدرسه شو میفروخت  6 تومن! چاکلیت خُوَشی

بی  .طعم تیز وتند نعناش میدا  به شکل دایره ای هربسته ای  6 تا 9 حلقه داخلش بی.  توی دبستان شو میفروخت 3 تومن.

خوب سوال سی ما بی که سی چه  (شو شو) سی دبستانیا ارزوتر از ما میفروشن؟ انتکاد مو کرد و سر صبحگاه شو خوند وپاسخگو واودن..

صندوک انتکادات وپیشنهادات   مسخره بازی نبی.نظر دانش آموز اهمیتش بی.حلا داری میخورد بابت درس وبی

انضباطی خودش بی.  ولی نظر اِشو سر صبحگاه میخوند جوابشو میدا بدون سانسور  مگر ایکه خدانکرده کسی

فحشی اِش مینوشت که اون هم خیلی خیلی کَم بی. شاید سالی یکی .